مکه من فکه بود منای من دوکوهه ...
ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱٧ فروردین ۱۳۸٤  کلمات کلیدی:

بسم الله الرحمن الرحيم

سلام به تمامی دوستان ، انشالله که حال تمامی شما خوب باشه و در پناه حضرت ولی عصر (عج) موفق و منصور باشيد. طبق معمول هميشه بايد يه عذر خواهی از تمامی اون دوستانی بکنم که تو اين مدت زحمت کشيدن و به کلبه محقر ما سر زدن ولی چيزی برای پذيرايی محيا نشده بود ، خلاصه به بزرگی خودتون ببخشيد، يه تشکر هم بايد بکنم از همه اون دوستانی که تواين چند وقت کلبه محقر و بی نور ما رو با کامنتهای زيباشون منور کردن انشالله که همه اونها هر چه زودتر شهيد بشن. و اما همونطور که اکثر دوستان در جريان بودن خدا قسمتمون کرد تا يک بار ديگه سال جديدمون رو در کنار اصحاب و ياران عاشورايی مولی و اربابمون آغاز کنيم و مجددا با اونها پيمان ببنديم تا يک سال ديگه هم ادامه دهنده راه اونها باشيم شما هم برامون دعا کنيد تا خود اون سبکبالان عاشق توفيق چنين مهمی رو بهمون بدن، انشالله.

و اما مطلبی رو که ميخواستم براتون بگم مقاله ای هست که توسط پائولو کنتی خبرنگار روزنامه کورير دلاسرا پرتيراژ ترين روزنامه ايتاليايی در تاريخ ۱۴/۱/۸۳ در اين روزنامه با عنوان << سيزده بدر برای ديدن جنگ >> چاپ شده که قسمتهايی از اون رو برا شما مينويسم اميدوارم که مورد استفاده واقع بشه ؛ يه چند تا عکس هم هست که به عنوان تبرک و سوغات سفر براتون ميزارم اينجا اميدوارم که از اونها هم خوشتون بياد ؛

 

سيزده بدر برای ديدن جنگ

نوشته : پائولو کونتی

 

.... آسمان به دليل آتش زدن چاه هاي نفت در آن طرف رودخانه كاملا سياه و افق مانند سرب تيره است. جنگ در حدود نيم كيلومتري جريان دارد در حالي كه مردم ايران در سيزدهمين روز فروردين در سيزده بدر هستند. از نظر ايراني ها در خانه  ماندن در اين روز خوش يمن نيست. به همين دليل ايراني ها پيك نيك را در خارج از خانه تدارك مي بينند.فرشها روي چمن پهن مي شود، پنير و نان و گوجه فرنگي و كباب غذاي اصلي اين پيك نيك است، همه جا پارسي كولا به چشم مي خورد كه نام آن از نوشيدني مشهور كوكاكولا گرفته شده است. در كنار موزه مقاومت نيز مردم نشسته اند .اين موزه در محل خانه اي است كه آثار اصابت گلوله ها و خمپاره هاي ارتش صدام در آن به چشم مي خورد و يادآور هشت سال جنگ تحميل شده رژيم صدام به ايران است.
هيچ ايراني آن روزها را نمي تواند فراموش كند مخصوصا جنوبي ها.
در كنار جاده اي كه اهواز را به خرمشهر و آبادان متصل مي كند دهها تانك به چشم مي خورد كه امروزه به آهن پاره هاي زنگ زده اي تبديل شده اند كه بچه ها با آن عكس مي گيرند.در آبادان نيز همه با دوربين از خانه بيرون آمده اند، و در حال غذاخوردن، با دوربين آن طرف آب را نظاره مي كنند.با اين تفاوت كه در آنجا سربازي ديده نمي شود و تعدادي ماهيگير عراقي در حال قلاب انداختن هستند با كمال احتياط، آنان به ايراني ها حتي به ماهيگيران آباداني نيز سلام نمي كنند.منظره آبادان و خرمشهر جنگ ايران و عراق را بياد مي آورد. خانه هاي ويران، ديوارها با سوراخهاي ايجادشده توسط مسلسل و خمپاره، خانه هاي بدون سقف و نخل هاي سوخته.هيچ كدام از مردم نه طرفدار صدام هستند و نه آمريكا ولي مردم از اتفاقي كه براي مردم عراق مي افتد متاسف هستند. اما با اين حال هيچ كس نمي تواند بگويد مردم ايران واقعا چه احساسي نسبت به اين جنگ دارند.در ميان جاده خرمشهر - اهواز منظره اي جالب به چشم مي خورد در جايي كه از دور يك ايستگاه بازرسي پاسداران به نظر مي رسيد چادري قرار داشت با پرچم سبز كه روي آن نام امام حسين(ع) (يكي از امامان مذهب شيعه) نوشته شده بود و در آن ما رابه چاي و شربت و يك ظرف آش ميهمان كردند.
در زير چادر ديگري نيز يك موزه جنگ كوچكي وجود داشت كه در آن عكس شهدا، پناهگاهها و تعدادي ابزارهاي جنگي پيدا شده در همان منطقه به نمايش گذاشته شده بود و هديه اي كه يك كيسه كوچك با يك برچسب بود. در اطراف ما مزرعه اي بزرگ از نيشكر بود و روي كيسه هديه شده به ما نوشته شده بود «شهد شهادت» اين چه معني مي توانست داشته باشد.
جوان پاسدار تبسمي مي زند و مي گويد: در اين منطقه در زمان جنگ تعداد زيادي شهيد شده اند و اكنون در تمام اين منطقه نيشكر كشت مي شود پس در اين مزارع شهد شهادت مي رويد.
شايد براي همين باشد كه ايران نمي تواند هرگز دشمني صدام را فراموش كند.

 

مکه من فکه بود منای من دوکوهه

قبله من جبهه و کربلای من دوکوهه 

قافله رفته و جدايم از شهيدان

مريض هجرم و فقط دوای من دوکوهه 

 

 

 سالروز رحلت پيامبر گرامی اسلام  رسول اکرم حضرت محمد مصطفی (ص)

وشهادت سومين اختر تابناک آسمان امامت حضرت  امام حسن مجتبی (ع)

و شهادت ولی نعمتمان حضرت شمس الشموس علی بن موسی الرضا (ع)

را به شما و تمامی شيعيان تسليت ميگم



شهدا را ياد کنيد با ذکر صلوات

التماس دعا 

خداماروبکشه

يا علی